ز فردوسى استاد ما ياد كن
نشسته به تخت شهى داد كن
كه ياد جم و تخت كاووس كى
به انديشه آرد تو را سان مى
چنان كرده از نظم كاخى بلند
گشوده ز گيتى همه چون و چند
چوده مرد زينسان به رستم بدى
عرب را كجا ياد ايران بدى
كنون از پس سالهاى دراز
زشاه و زدهقان سخن گشته راز
كه نام شهى برده اند اين زمان
همان ياد دهقان چو تير از كمان
ايرانى استى و مردم پرست
به مردم بپيچى چه بالا چه پست گر
No comments:
Post a Comment